ما ۹۹ درصد هستیم!
دفعه اولی نیست که به یک اتفاق خوب و حادثه مبارک دل خوش میکنیم و یکدفعه از جایی که فکرش را (مثلا) نمیکنیم، چشمه وطنی امیدمان سرابِ چینی از آب در میآید. از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان، ما که عادت کردهایم در این اکثریت غالب، قالب شویم. همین اکثریتی که این بار ۹۹ درصدش را نادیده گرفتهاید. حالا درست است که اصولا ثبتنام نکردهایم تا بخواهیم جزو آن ۹۹ درصد اصلاحطلبانی باشیم که صلاحیتشان رد میشود، ولی زندگی نسل ما پر بوده و هست از این دعواهای خودی و غیرخودی و بیخودی. ما هم همیشه خدا خیلی شیک و مجلسی نخودی ماجرا بودهایم و انتخابات به انتخابات به ارزشِ مقادیری «جوابِ سلام» از سوی سلبریتیهای جریان مورد علاقه، گلویمان را برای فریاد زدن نامشان اجاره میدادیم؛ برای همین نخودی بودنهاست که الان بادی به گلو میاندازیم و میگوییم: «ما ۹۹ درصد رو کجا میبرید؟» البته دانشجو که باشی و بعضی از عالیجنابان را که بشناسی این حجم از رد صلاحیتها را راحتتر هضم میکنی. عالیجنابی که همین آقای فرهاد رهبر باشد هم، خوب ما ۹۹ درصدیها را میشناسد. آقا فرهاد مدت مدیدی ریاست دانشگاه...