Posts

Showing posts from January, 2012

ما چند اسب بودیم | که بال نداشتیم

Image
شعری از گروس عبدالملکیان     به سروش ، سیامک ، آرش و ماندنی  ما چند نفر      در کافه ای نشسته ایم با موهایی سوخته و      سینه ای شلوغ از خیابان های تهران با پوست هایی از روز       که گهگاه شب شده است ما چند اسب بودیم   ...

نا-شناس-نامه | قسمت اول | فانوس

Image
داستان طنز چاپ شده در شماره اول فانوس این یک بار جستن ملخکی از قیچی به دستان تحریریه را به فال نیک می گیرم و نامه را شروع می کنم ، به امید رساندن نامه های بعدی به حضورتان . . . از جزیره ای دور افتاده و جایی در نزدیکی نقطه ی صفر مرزی حوالی ، خلیج گینه ،  جزیره ای ناشناخته به نام " جمهوری دموکراتیک سائوتومه و پرینسیپ " روییده که اینجانب من باب مردم شناسی به آنجا رهسپار شدم و دیریست با استطاعت از اساتید صاحب سبک ، روش مشاهده ی مشارکتی را برای نزدیکی بیشتر و ثبت تحقیقات در مورد اهالی سرزمین مربوطه برگزیدم . اهالی اینجا به شدت اهل فراغت اند و شادی ! مثلی عجیب در اینجا رواج دارد که می گوید : خنده بر هر درد و بر درمان دواست ! در اینجا همه چیز با خنده دوا می شود از حذف تیم فوتبال شان در المپیک گرفته تا آنفولانزای نوع B  ! از سقف قرارداد گرفته تا کف خیابان ! همه چیز را با خنده و شادی درمان می کنند ! آنها خنده را تنها عامل موفقیت خود می دانند تا جایی که حتی قبایل همسایه بارها و بارها برای کشف این رمز جانفشانی ها کرده اند . اینجا به نداشته ها به حالت تمسخر می خندن...

فرهنگ ؛ مرز شادی و استبداد | فانوس

Image
فرهنگ ؛ مرز شادی و استبداد افلاطون تا قرن 18 تنها نظریه ی مربوط به شادی و خندیدن را ارائه کرده بود . شاید برای توصیف آنچه مورد بحث است بتوان از آن وام گرفت تا به بحث شادی در جامعه شناسی اوقات فراقت برسیم و بقیه زوایای آن را بشکافیم . وی معتقد بود « چیزی که هنگام خندیدن باعث لذت می شود احساس برتری ماست نسبت به دیگران یا به خویشتن های قبلی خودمان » . پس با این حساب می توان خندیدن جمعی یا کارناوال های شادی را نوعی اعتراض به خود سابق یا پیشینیان دانست . چیزی که در مورد کارنااوال مشهود است این است که کارناوال به خودی خود تنها امری برای خندیدن جمعی نیست . کارناوال لزوما برای اجرایش به دنبال رویداد خاص ، تعطیلی یا مجوز نخواهد بود . در حقیقت کارناوال رخ می دهد تا رفتاری خلاف رفتار مرسوم و زندگی روزمره را نشان دهد و به همین دللیل در بعضی موارد به بهانه ای برای اعتراض تبدیل شده و شادی ؛ که با خنده ی جمعی پدید می آید را تبدیل به پیامدی اعتراضی می کند . شاید در مواردی بتوان این عمل را ناشی از تناقضات فرهنگی بوجود آمده دانست .