Posts

Showing posts from 2012

مصائب مترو

Image
خانومی که تو شلوغی مترو جا نبود رو زمین نشستی!  فدای سرت جامونو تنگ کردی. منم جا نباشه ولی خلوت باشه میشینم رو زمین . مادری ؛ بهشت زیر پاته . اما وقتی کفشتو در میاری با این بوی جوراب ، حراست بهشت بهت گیر میده اونوقت خدا شرمنده ت میشه ها

13 آبان؛ دانش، آگاهی، درد

Image
چهار روایت تا یک برداشت روایت اول آبان 1357 ، تهران همه چیز از یک درد شروع شد. درست از لحظه ای که کارد به استخوان رسید و همه ی اعضای بدن درد را حس کردند. کودکان و نوجوانان پنجاه و هفت، آن روزها درد را چشیدند. آنها دیدند که چطور سفره شان هر روز و هر روز کوچکتر می شود و پدر شرمنده تر ! آنها دیدند که چگونه یک روز گوشت می رود و یک روز مرغ . دیدند که پدر چگونه از نابرابری اجتماعی و سرازیر شدن سرمایه ی ملت به جیب مبارک اجنبی ها می گوید. پدر از حقی می گفت که برای گرفتنش باید هزینه می داد. هزینه ای برای بزرگتر شدن این سفره . پدر سر سفره آگاهی را سرو کرد و فرزند در کنار دیگر بزرگترها حقِ پدر را طلب کرد . حقِ فردای خودش . اما فردای آن روز چیزی نماند جز تیترِ یک روزنامه ی اطلاعات : " زد و خورد خونین نظامیان با مردم " و باز هم صحن دانشگاه تهران به دست مزدوران پهلوی به خون کشیده شد! فرمانداری گفت درگیری های آن روز تلفاتی نداشته، دولت اعلام کرد سه نفر کشته شدند، جبهه ی ملی این تعداد را بیش از 7 نفر اعلام می کند؛ خبرگزاری های متفرقه اما این تعداد را بین 8 تا 10 نفر متغیر می ...

من رئیس دانشگاه آزاد هستم !

Image
نامش در سالهای اخیر زمانی بر سر زبان ها افتاد که برادرش کامران دانشجو در جلسه ی رای اعتماد مجلس به وی برای تصدی پست وزارت علوم به جعل مدرک متهم ، و در مورد زمان دریافت مدرک دکترا از انستیتو سلطنتی علم و تکنولوژی منچستر توسط وی ، شبهه ایجاد شده بود . این دو برادر به همراه سه نفر دیگر از فعالین دانشجویی مسلمان آن دانشگاه پس از فرمان امام خمینی در مورد ارتداد سلمان رشدی اقدام به موضع گیری در آن زمینه کردند و حتی به گزارش منابعی تایید نشده این گروه یک کتابفروشی در شهر منچستر را به همین علت آتش زدند . به این موضع گیری حضرت امام و آثار آن در رسانه های انگلستان پرداخته می شود . تا حدی که مسئولین مجبور به برخورد با حامیان امام خمینی شدند . تا اینکه فرهاد و کامران دانشجو به همراه سه ایرانی دیگر از کشور انگلستان اخراج می شوند . فرهاد دانشجو که دارای رتبه استاد تمام در رشته مهندسی سازه و مهندسی زلزله از گرایش‌های رشته مهندسی عمران در دانشگاه تربیت مدرس است ؛ یک روز پیش از شروع مراسم رای اعتماد مجلس  در دفاع از برادرش به خبرگزاری مهر گفت: « همزمان با قضایای سلمان رشدی من هم در انگلستان ...

سیرمونی

Image
ساعت نزدیکای دو بود . . . هنوز نهار نخورده بودم و سخت گرسنه ام بود . . . تو فیس بوک میام چرخی بزنم . . . یکی از صفحات عکس برنج زعفرانی میزاره که سه تا ته دیگ سیب زمینی کنارشونه . . .  پایین تر که میرم کاریکاتوری می بینم که خانواده ی فقیری دارن شکم شان را با بوی غذای بالادستی ها سیر میکنن . . . ناخودآگاه یاد خاطره هایی میافتم که از بد روزگار کم تکرار نشده و مثل کابوس همراهمه : "وقتی همین قدر گرسنه به یک رستوران میری و زمانی که غذا رو میارن یک ژنده پوشِ محترم در کمال ادب میاد میگه من اونور خیابون نشسته ام اگر غذاتون اضافه اومد ممنون میشم برای من بیارید که ببرم خونه برای بچه هام " اون موقع ست که سیر نمیشی ؛ سیرمونی میگیری !

وجدان را در انتشار خبر زنده نگه داریم!

Image
چندی پیش جهان نیوز نوشته بود : یک جوان عربستانی در مساجد مختلف شهر ریاض پایتخت عربستان سعودی برگه ای چسبانده و بر روی آن اعلام کرده که قصد دارد کلیه خود را بفروشد . به گزارش جهان به نقل از شیعه آنلاین، این جوان سعودی ٢١ ساله که "ش.ا" نام دارد، بر روی این برگه نوشته: به دلیل مشکلات مالی قصد دارم یکی از کلیه های خود را به فروش برسانم. اصلا هم در این مسأله شوخی ندارم . وی همچنین اعلام کرد که کارمند یک شرکت خصوصی است که ماهانه تنها 3500 ریال سعودی حقوق دریافت می کند که برای زندگی او و خانواده اش کفاف نمی دهد از همین رو چنین تصمیمی گرفته است . کاش وجدان را هنگام تنظیم اخبار به یاد آریم تا به این سادگی اول از همه بیش از این برای خود دشمن نتراشیم و سپس گزک دست بیگانگان ندهیم .  کاش با کمی صداقت ، نقش آگاهی را در پیشرفت کشور جدی بگیریم ! این هم عکس هایی از ایران - خیابان های تهران 

عجایب فیس بوکی - (مادر)

Image
در فیس بوک گاه گداری پرسش های جالبی مطرح می شود . گاها این پرسش ها به عقل جن هم نمی رسد . . . الان به یک پرسشی برخوردم در صفحه ای به نام "اراذل و اوباش فیس بوک" که شاید واستون جالب باشه ! شما مادرتان را چه صدا میکنید؟ اکثر شرکت کنندگان در این نظرسنجی (28780 نفر) گفته اند : مامان پس از آن بیش از سه هزار نفر از مامی استفاده میکنند . حدود 2900 نفر هم اسم کوچک مادرشان را صدا میکنندو 1500 نفر هم "مامانی"! در این نظر سنجی می توان به نزول اسم "ننه" اشاره داشت که در جایگاه پنجم با کمتر از هزار رای قرار گرفته است ! از گزینه های جالب توجه دیگر میتوان به موارد زیر اشاره کرد : مادر 899 رای مام 733 رای مخفف اسم کوچیکش 578 رای ماما 304 رای بستگی به شرایط داره 279 رای به تو چه آخه 164 رای عشقم 75 رای ننجون 20 رای داداشی 16 رای ننه علی 8 رای

در ستایش بچه ننه

Image
نبض دهه ی من دست کسانی ست که ما را شناختند و صادقانه به ما پرداختند . با پسرکی به نام کلاه قرمزی چنان در نسل من نفوذ کردند که تا امروز که سومین دهه از حضورش در کنارمان را جشن میگیریم باز هم همان حس کودکی درونمان زنده شود. خوشحالم در دهه ای به دنیا آمدم که ایرج طهماسبب و حمید جبلی پیشروان  پرداختن به معصومیتِ کودکان بودند . کلاه قرمزی این بار که پس از ده سال بر پرده ی سینما آمده؛ انگار با ما بزرگ شده و در کنار ما بالا و پایین این روزگار را دیده . قد نکشیده، هنوز همان اندازه است و با همان لباس ! سوال هایش حرف هایش خنده هایش و طعنه هایش همه از جنس خودمان است . حتی وقتی میبینم که هنوز هم همان دروس کلاس اول را مرور میکند و معلم در کلاس میمِ مادر را برایش میکشد باز هم یاد خودمان می افتم . و البته پیشتر از آن یاد دکتر فرهادی؛ استاد بزرگواری که همیشه به شاگردانش می گوید : "من همیشه معلم هستم و شما نیز همیشه یک کلاس سواد دارید" و از این میگوید که وقتی ترم جدید از ترم گذشته یادمان نمی آید یعنی همیشه یک کلاس سواد داریم ! و حکایت ما و استاد فرهادی ها ؛ حکایت کلاه قرمزی و آقای م...

تفریح سالم ما ایرانیان

Image
با گذشت زمان به جمعیت اضافه می شد . خیلی ها بودند که برای رسیدن چنین لحظه ای ثانیه شماری می کردند . این رویداد به این مهمی سن و سال نمی شناسد . پیر و جوان در کنار یکدیگر ! خیلی ها تنقلات همراشان آورده بودند تا زمان شروع این رویداد تاریخی بیکار نباشند . هرچند این اتفاق سالهاست که تکرار می شود ولی این باعث نشده که از خیل عظیم جمعیت کاسته شود . ساعت به چهار صبح نزدیک می شود . مسابقات فوتبال جام جهانی هم به چشم خود چنین تماشاگران پرشوری ندیده . مسئولان نیز برای رفاه حال تماشاگران مجبورند زودتر به محل بیایند تا نظم محل را تامین کنند . بعضی کودکشان را نیز همراه آوردند تا در این رویداد تاریخی ثبت شوند و در آینده بهانه ای شود برای افتخارشان ! هوا در این ساعت از صبح به سردی می رود و این باعث شده تا عده ای پتو به دور خود بپیچند تا از سرما در امان باشند . شور و اشتیاق مردم به اوج خود رسیده . عده ای فحاشی میکنند و عده ای شعار می دهند . جمعیتی حدود 15 هزار نفر دور هم جمع شده اند . هیجان مردم هر لحظه در حال افزایش است و این باعث می شود فنس ها تکان بخورد . آنها می خواهند رخداد مطلوبشا...

بوي كباب

Image
اينجا بابل بوي كباب مي آيد خر داغ نميكنند به راستي كباب مي دادند هنوز هم مثل شوخي هاي لوس تلوبزیوني راي جمع ميكنند اينجا بابل بيش از صدها نفر زير بنر منقش به عكس كانديدا جمع شده اند بي شك بوي كباب ناي شنيدن سخنراني را به صورت ايستاده به آنان بخشيده ومن ياد جوانان تهراني ميافتم كه صداي آهنگ شش و هشت آنهارا جلوي ستادهايمان جمع ميكرد خودمان را گول نزنيم . . .  از ماست كه بر ماست . . .

ما چند اسب بودیم | که بال نداشتیم

Image
شعری از گروس عبدالملکیان     به سروش ، سیامک ، آرش و ماندنی  ما چند نفر      در کافه ای نشسته ایم با موهایی سوخته و      سینه ای شلوغ از خیابان های تهران با پوست هایی از روز       که گهگاه شب شده است ما چند اسب بودیم   ...

نا-شناس-نامه | قسمت اول | فانوس

Image
داستان طنز چاپ شده در شماره اول فانوس این یک بار جستن ملخکی از قیچی به دستان تحریریه را به فال نیک می گیرم و نامه را شروع می کنم ، به امید رساندن نامه های بعدی به حضورتان . . . از جزیره ای دور افتاده و جایی در نزدیکی نقطه ی صفر مرزی حوالی ، خلیج گینه ،  جزیره ای ناشناخته به نام " جمهوری دموکراتیک سائوتومه و پرینسیپ " روییده که اینجانب من باب مردم شناسی به آنجا رهسپار شدم و دیریست با استطاعت از اساتید صاحب سبک ، روش مشاهده ی مشارکتی را برای نزدیکی بیشتر و ثبت تحقیقات در مورد اهالی سرزمین مربوطه برگزیدم . اهالی اینجا به شدت اهل فراغت اند و شادی ! مثلی عجیب در اینجا رواج دارد که می گوید : خنده بر هر درد و بر درمان دواست ! در اینجا همه چیز با خنده دوا می شود از حذف تیم فوتبال شان در المپیک گرفته تا آنفولانزای نوع B  ! از سقف قرارداد گرفته تا کف خیابان ! همه چیز را با خنده و شادی درمان می کنند ! آنها خنده را تنها عامل موفقیت خود می دانند تا جایی که حتی قبایل همسایه بارها و بارها برای کشف این رمز جانفشانی ها کرده اند . اینجا به نداشته ها به حالت تمسخر می خندن...

فرهنگ ؛ مرز شادی و استبداد | فانوس

Image
فرهنگ ؛ مرز شادی و استبداد افلاطون تا قرن 18 تنها نظریه ی مربوط به شادی و خندیدن را ارائه کرده بود . شاید برای توصیف آنچه مورد بحث است بتوان از آن وام گرفت تا به بحث شادی در جامعه شناسی اوقات فراقت برسیم و بقیه زوایای آن را بشکافیم . وی معتقد بود « چیزی که هنگام خندیدن باعث لذت می شود احساس برتری ماست نسبت به دیگران یا به خویشتن های قبلی خودمان » . پس با این حساب می توان خندیدن جمعی یا کارناوال های شادی را نوعی اعتراض به خود سابق یا پیشینیان دانست . چیزی که در مورد کارنااوال مشهود است این است که کارناوال به خودی خود تنها امری برای خندیدن جمعی نیست . کارناوال لزوما برای اجرایش به دنبال رویداد خاص ، تعطیلی یا مجوز نخواهد بود . در حقیقت کارناوال رخ می دهد تا رفتاری خلاف رفتار مرسوم و زندگی روزمره را نشان دهد و به همین دللیل در بعضی موارد به بهانه ای برای اعتراض تبدیل شده و شادی ؛ که با خنده ی جمعی پدید می آید را تبدیل به پیامدی اعتراضی می کند . شاید در مواردی بتوان این عمل را ناشی از تناقضات فرهنگی بوجود آمده دانست .