از ننه مشهدي تا مريم ميرزاخاني ما با آنها چه كرديم؟
❎ آدمها ميميرند و تنها برخي از آن مردهها هستند كه يادشان و راهشان زنده ميماند. در هفتهاي كه گذشت دو زن ايراني از بين ما رفتند. دو زني كه ما نهتنها كاري برايشان نكرديم بلكه آنها را رنجانديم و از خودمان دورشان كرديم. اما حالا كه ديگر آنها در بين ما نيستند تسليت ميگوييم و يادشان را گرامي ميداريم. كاري به حافظه تاريخي ندارم، چراكه اين اتفاق هر از گاهي تكرار ميشود. كسي از بين ما ميرود و يك شبه عزيزِ مردم و مسئولان هميشه در صحنه ميشود.
❎ چيزي نزديك به 20 سال پيش بود؛ در محوطه بيروني استاديوم آزادي ايستاده بوديم. از آن روز فقط دو خاطره ته ذهنم مانده؛ يكي سيريوس سيريوس گفتنهاي هواداران براي تشويق سيروس ديمحمدي و ديگري ننهمشهدي كه بعد از پاركينگ استاديوم و قبل از گيت پرچم به دست ايستاده بود و استقلال را تشويق ميكرد. كمي آب يخ همراهمان بود و يكي از بطريها را به او داديم. پرسيديم آنجا چه ميكند. از اينكه او را نميشناختيم شاكي شد و گفت: «مگر روزنامه نميخوانيد. همه استقلاليها و حتي بازيكنان تيم هم من را ميشناسند. من ننه مشهدي هستم.» بعدها كه در مرحوم خبر ورزشي سابق دقت ميكردم در آن گزارشهاي از تمرين تيم، گوشهاي به ننه مشهدي هم اشاره ميشد و من هم مثل آن 51 درصد ديگر ننه مشهدي و ننه مشهديها را نميديدم. نبودن زنان در استاديوم و اينكه ورزشگاه جاي مردانه است براي همه عادي و بديهي شده بود.
❎ براي ننه مشهدي اما، نه... او تمام روزها و سالهاي زندگياش تا آنجا كه توان داشت به استاديوم آمد، پشت گيت ايستاد، استقلال را تشويق كرد و برگشت. 40 سال كار ننه مشهدي اين بود كه به عشق فوتبال و استقلال پشت درهاي استاديوم بيايد و 40 سال كار آنها اين بود كه راهش ندهند. ننه مشهدي هفته پيش از بين ما رفت و هنوز هم زنان پشت اين درها ميمانند چون لابد ما ميخواهيم كه اينگونه باشد.
مريم ميرزاخاني هم يك دختر نخبه ايراني بود و مثل خيلي از دختران و پسران نخبه از ايران رفت تا سقف بلندتري بالاي سرش باشد. سقف كوتاه برخي آقايان سقف آمال و آرزوهاي بسياري از جوانان اين خاك را هم به ناچار كوتاه كرده و مريمها جز رفتن راهي پيشرويشان نيست. الان خيلي از همينهايي كه حتي عكس مريم ميرزاخاني را حاضر نيستند آنجور كه هست قبول كنند قطعاً نشستهاند پاي قلم و كاغذشان و پيام تسليت مينويسند براي اين افتخار ايران و ايراني! ما هم لابد بنا به سنت هميشگي بايد بنشينيم و فكر كنيم چطور تصوير نابغه را فتوشاپ كنيم كه نه به شعور مخاطب توهين شود و نه به.... بيخيال! فقط، لطفاً هويج نباشيم!
نویسنده: احسان نادرپور در تماشاگران امروز

Comments
Post a Comment
از مشارکت شما متشکرم !