این آخوندهای امروزی
گزارشی از روحانیون منبری که مردم بیشتر از
بقیه دوستشان دارند:
این آخوندهای امروزی
احسان نادرپور-روزان: «حاج آقا منبرش رونق داره». «فلانی نفسش حقه». «وقتی میره رو منبر همه جوونا
واسش صف میکشن». اینها همه اصطلاحاتیست که نصیب کمتر شخصیت روحانی میشود. بعضی
از روحانیها خیلی زود معروف میشوند. با منبرهایی که شوخی و جوک و اصطلاحات
روزمره چاشنی آن است. اول جوانها پامنبری ثابت آنها میشوند و بعد کم کم فیلم
سخنرانیهایشان سر از یوتیوب و فیسبوک جاهای این چنینی درمیآورد. آخوندهای باحال
و دوست داشتنی خیلی زود از محله و مسجد خودشان به چهرهای ملی تبدیل میشوند. بنر
حضورشان در مراسمهای مختلف اینور و آن ور کشور خودنمایی میکند گاهی مشهد، گاهی
قم؛ گاهی بابل، گاهی کرمان و روزهای لوکسِ مذهبی هم تهرانیها منبرشان را رزرو میکنند.
آنها سعی میکنند با آنچه جوانها سر و کار دارند آشنا شوند و سر از کار جوانها
در بیاورند. در مسجد با جوانتر ها صمیمی میشوند و بعد منبرهایشان با آنها گپ میزنند.
به واسطهی سن پایین این روحانیها خیلی از مسایلی که قدیمیتر ها از جوانان درک
نمیکنند را میدانند. این آخوندهای امروزی اکثرا رابطهشان با وسایل ارتباط جمعی
از آشنایی به توانایی رسیده. از تیکه کلامهای روز در سخنرانیها استفاده میکنند
و بعضیهایشان در شبکههای اجتماعی عضو میشوند.
شاید بتوان گفت نسل جدید آخوندهای امروزی بعد از دولت
اصلاحات شکل گرفت. زمانی که رییس دفتر رییس جمهور، گوشی دوربین دار خرید و یاد
گرفت چجوری به اینترنت برود و وبلاگ نویسی کند. ابطحی البته منبری نبود اما هم
آخوند بود و هم متفاوت. او در وبلاگش عکسهای غیر رسمی از سیاستمداران منتشر میکرد.
از راحت نشستن ها و شوخی های کابینه تا دیدار های خصوصی. گاهی عکسهایش دیگران را
ناراحت میکرد و گاهی هم حاشیههای زیادی را به همراه داشت. مانند رییس مجلس ششم
که ابطحی خیلی زود عکس او با سیگار را از وبلاگش حذف کرد. پس از ابطحیِ آپدیت و
همچنین رییس دولتِ خوش لباس در باقی روحانیون هم تغییرات زیادی مشاهده شد. لحن حرف
زدن ها و ادبیات و موضوعات صحبت کمی عامیانه و به روز شد. خاصیتی که از دیرباز با
منبر ومسجد بوده و سالها به فراموشی سپرده شده بود. ادبیاتی به روز برای مردمی که
دوست دارند نظر روحانیون را با سیر تحول تکنولوژی همزمان طی کنند.
روحانیهای منبری از سوی بعضی کارشناسان ارتباطات به
برقراری ارتباطی یک سویه با مخاطبانشان متهم میشوند. ارتباط یک سویه ارتباطیست
که در آن یک نفر سخن میگوید و پیام را منتقل میکند و بازخورد گیرنده یا گیرندگان
پیام در این رابطه اهمیت چندانی ندارد. ولی چیزی که این روزها در ارتباط نقش
اساسی را ایفا میکند ارتباط دوسویه است. تحلیلگران عرصه ارتباطات این دو مدل
ارتباط را با بازاریابی و روابط عمومی مقایسه میکنند. چون معتقدند بازاریابی
مونولوگ است آنها معتقدند در بازاریابی فرد به صورت یک طرفه تنها در صدد فروش
محصول خودش است و تنها به این فکر میکند که محصولش را معرفی کند و به فروش
برساند. در نتیجه او هیچ اهمیتی به بازخورد طرف مقابل، بعد از دریافت محصول نمیدهد.
اما در حوزه روابط عمومی کار متفاوت است فرد برای رضایت طرف مقابل تلاش میکند و
علاوه بر انتقال پیام به بازخورد آن هم اهمیت میدهد. حال به تعدادی از این
روحانیون متفاوت اشاره میکنیم:
مهدی دانشمند: مکهی ما جوان های جامعه ماست
ته لهجهی اصفهانی دارد. در رابطه با هرچیزی صحبت میکند. در
رده بندی آخوندهای امروزی در رتبهی اول قرار دارد و کلیپهایش بیش از بقیه به
اشتراک گذاشته شده است. انحراف در مداحی اهل بیت و کلیپی با عنوان زنده باد خروس
از معروف ترین سخنرانیهای حاج آقا دانشمند است. ده ها کلیپ از سخنرانیهای او در
اینترنت پخش شده است. البته دانشمند خیلی هم محبوب باقی نماند. او با وجود لهجهی
شیرین و طنازیاش زبان گزندهای داشت. بعضی سخنرانیهایش اهل سنت را دلخور میکرد
و در بعضی سخنرانیهایش با وجود شناخت نسبی به روحیات جوانهای امروزی علیه آنها
سخن میگفت. به طور مثال او در یکی از سخنرانی هایش به دختران و پسران خرده میگیرد
و از نحوه آدامس خوردن دختران انتقاد میکند. او البته گاهی نیز از خشک مقدس ها
انتقاد میکرد. کلیپی از او در فضای مجازی وجود دارد که از کسانی که بارها به حج
رفتهاند و تغییری در رفتارشان حاصل نشده به انتقاد میپردازد: «آقا هر سال می ره مکه.
چه خبره ؟ مکه برای آدم شدنه، اگه قرار بود آدم بشی با همان یکبار حج رفتن آدم می شدی.
مکهی ما جوان های جامعه ماست. مسجدالحرام جوان فقیر جامعه توست که باید دورش طواف
کنی و پول ها رو خرجش کنی. چرا پول ها رو خرج وهابی ها و سعودی ها می کنی؟ یکبار رفتی
بشین سر جات دیگه. می ری مکه که سر موز دعوا کنی.»
ابوالحسن ایزد خواه: یک بار خدا به ابراهیم گفت بچتو قربانی
کن
آخوند باحال را که در اینترنت سرچ کنی با کلیپهای او روبرو
می شوی. صحبت های او در مورد خداداد عزیزی، شوکت در سریال نرگس، جومونگ و اسلام
رحمانی مورد توجه خیلی ها قرار گرفته. او سایتی هم برای خودش دست و پا کرده که
البته خالی از محتواست. تصویر خودش به اضافهی یک شماره پیامک که با عضویت در آن
سامانه پیامکی از آخرین سخنرانیهای او با خبر می شوید. آخوندی با لهجهی مشهدی و
لایک خورِ بالا. از تقلید صدای آقای بوفی گرفته تا حضور در برنامه عموپورنگ و تعریف
کردن لطیفه. در فضای مجازی منبرهای یک روحانی غوغایی به پا کرده است. یکی از سایت
ها از او بعنوان پدیده مبلغان دینی یاد میکند. او در یکی از سخنرانیهای معروفش
میگوید: « بخدا امان از بی سوادی “لامصیبت اشد
من الجهل” دردی بدتر از درد نادانی نیست ما رو سربند کردن هر بلایی سرت میاد میگن قضا
قدره ما نمیدونیم خدا فقط برای ما قضا و قدر داره، آن هم فقط بدی هامون قضا و قدره،
لقمه تو خون میزنی “صبر داشته باش خدا دارد تو را امتحان میکند” مگه بیکاره خدا!!!
فقط ناظم مدرسه ماست، از دانشجو پایان ترم امتحان میگیرن که ببینن چیزی فهمیده یا نه
یکسره ما لقمه تو خون بزنیم، با زنم مشکل دارم با بچم مشکل دارم با عروس مشکل دارم،
با مملکتم،با مملکتم، با مسئولین با شیخا و با این و . . . با همه اینا مشکل داریم
بعد ما که یک مقدار گله میکنیم و آقای که (اشاره به محاسن) میگه: امتحان میکند خدا!!!
خب یک بار خدا به ابراهیم گفت بچتو قربانی کن خب یک بار خدا به مادر موسی گفت بچتو
بنداز تو آب، فکر کردی یکسره اینا باهم آب بازی میکردن باهم؟!! »
آقامیری : داداش راه جهنمت کدوم وره؟
به مراتب از دیگران امروزی تر است. او وبسایت «بیدارباش» را
با همکاری عدهای جوانِ علاقه مند راه اندازی کرده است. این روزها بیش از دیگر
روحانیهای منبری دیده میشود. ابتدا با یک پروفایل به فیس بوک آمد و درخواست ها
که زیاد شد فن پیج هم راه انداخت. ویدئو کلیپهای کوتاه سه چهار دقیقهای او در
فیسبوک و یوتیوب و دیگر شبکه های اجتماعی دست به دست میچرخد. ساخت ویدئوکلیپ های
کوتاه یعنی شناخت درست از مخاطب. شناخت اصول تدوین و همچنین آگاهی دقیق از زمان
مناسب برای ساخت پادکستهای تصویری نشان از حرکتی صحیح و علمی برای تبلیغات مذهبی
دارد. آقامیری سعی در شناساندن اسلامی رحمانی ، آسان و انسانی به مردم دارد. او در
کلیپهایی علیه اسلام نماییهای داعش سخن گفته است. صدای او با افکتی مناسب ترکیب
شده و تصویرهایی جالب توجهی بر روی آن قرار داده شده است. او در این کلیپ میگوید:
«یه عکسهایی دیدم از یک عده در عراق که امثال من جلوشون کوسه ایم. ریش های چند
متری دارند. خدایی دارند که اگر سر هفت تا مثل شما رو ببرند بخاطرش میرن بهشت.
واقعا آدم قیافهی بعضی از اینها رو
میبینه حالش بهم میخوره. ریش گذاشته میکشه رو زمین میتونی باهاش خیابونای سوریه رو
جارو بزنی. قیافه های همه وحشتناک. حالا اعتقاداتشون از قیافه شون وحشتناک تره
یارو سر زن و بچهاش رو بریده که چی؟ زنم شیعهست بچهم بزرگ بشه میترسم شیعه بشه.
این چه خداییه؟ به من بگن اینجوری برو
بهشت میگم داداش راه جهنمت کدوم وره؟ »
او بعد از اسیدپاشی اصفهان هم یک کلیپ در این باره منتشر
کرد. او در این کلیپ میگوید:«هیئتی ها باید عزای عمومی اعلام کنن. امر به معروف
یعنی حسین(ع). گفت تیکه تیکه م کنید ولی درست فکر کنید. آقا یه دختر حضرت زهرا رو کتکش
زدند، همچینمیزنی تو صورتت من نگرانت میشم. اینم دختر حضرت زهراست. باید عزای عمومی
اعلام شه!چرا اعلام نکردند؟! هیئتی ها باید اعلام کنند. هیئتی ها باید عزایعمومی اعلام
کنند. این عزای عمومی میخواد. مامورای معاویه خلخال از پای دختر یهودی(پیرزن یهودی)
تو مرز باز کردند علی ابن ابیطالب فرمود مرد از این داغ بمیرهحق داره. تو کشوری که
مسلمونیم هممون محب اهل بیتیم تو ایامی که نزدیک محرمهدخترای حضرت زهرا رو صورتاشونو
سوزوندند. {به من میگن} حاج آقا یکی
میخواسته امر به معروف کنه! غلط کرده کسی اگه همچین فکری کنه! که امر به معروف آدم
به اینجا میرسونه! امر به معروف یعنی من بمیرم تو نری جهنم. فدات بشم ... قربونت برم
... این راهونرو! امر به معروف اینه. »


Comments
Post a Comment
از مشارکت شما متشکرم !