فوتبالهای جنگ زده در خاک ایران
روزنامه روزان-احسان نادرپور: خاورمیانه حالش همان حال همیشگیست. جنگ و کشتار و
خونریزی. خبرهایی که میگوید فلان شهر عراق آزاد شد و فلان شهر لیبی سقوط کرد.
افزایش درگیریها در سوریه و حمله انتحاری در افغانستان. اما در دل سیاهیهای
خاورمیانه؛ اینکه ایران امن ترین جای دنیا برای اهالیِ بلادِ بلاست؛ باعث میشود
سرمان را بالا بگیریم. در همین گیر و دار خبری به گوش میرسد که به ظاهر جدای از
دنیای سیاست است و در دلش کلی حرف و تحلیل و افتخار و مانور سیاسی قایم شده.
جامجهانی فوتبال سیاسیترین و در عین حال غیرسیاسی ترین
اتفاق دنیاست. همانطور که خاورمیانه پرخشونتترین روزهایش را میگذراند فوتبال
جهان هم درگیر سیاسی ترین روزهای خودش است.از یک سو بحران فیفا و درگیر شدن دولتهای
چند کشور به فساد بزرگ فیفا و از طرف دیگر کشورهایی که به خاطر جنگ نمیتوانند در
کشورشان میزبانِ تیمهای دیگر؛ برای مقدماتی جام جهانی باشند. مقدماتی جام جهانی
روسیه چند روز دیگر شروع میشود و ایران حالا که متحد همیشگیاش حال خوبی ندارد؛
برای دنیا مانور میزبانی میدهد. سوریه، عراق و افغانستان کشورهایی هستند که بناست
بازیهای خانگی خود در مقدماتی جام جهانی را در ایران برگزار کنند. اینگونه ایران
میشود تنها خانهی امن سه کشوری که جنگ امانشان را بریده. سوریه و افغانستان به
احتمال زیاد در مشهد از حریفانشان میزبانی کنند و عراق هم دوست دارد جایی نزدیک به
مرز خودش؛ یعنی کرمانشاه به مصاف حریفانش برود. البته خالی از لطف نیست دانستن اینکه
افغانستان درخواست داده تا بازیاش مقابل ژاپن در ورزشگاه آزادی برگزار شود تا
خاطرهی خوبِ سال نو دوباره برایشان اتفاق بیافتد و با صد هزار افغانی در تهران
دست راستشان را روی قلبشان بگذارند و بخوانند: «دا وطن افغانستان دی. دا عزت د هر
افغان دی».
سیاسی بازیهای فوتبال به همین ختم نمیشود. روسیه این
روزها سخت دنبال نگه داشتن میزبانیاش است. میزبانیِ مهمترین مسابقات دنیا با کلی
بیننده و تبلیغات سیاسی اتفاقیست که سردترین رییسجمهورِ سردترین کشورِ کره زمین
را مجبور کرد تا در مورد گرم ترین ورزش جهان اظهار نظر کند و در دفاع از بلاتر و
فیفا بگوید:«بلاتر معتقد است ورزش باید از سیاست جدا باشد. علاوه بر آن وی می گوید
ورزش باید تاثیر مثبتی بر سیاست داشته باشد و عرصه ای برای گفتگو و سازش و جستجوی راه
حل ها باشد. این موضع را کاملا درست و مثبت می دانم.» او البته از هیچ فرصتی برای
انتقاد از امریکا نمیگذرد: «ممکن است برخی از مقامات فیفا تخلفاتی انجام داده باشند
اما آمریکا هیچ ارتباطی با این مساله ندارد. این یک مورد دیگر از تلاش های آمریکا برای
اعمال حاکمیت خود بر کشورهای دیگر است و هیچ شکی ندارم که این اقدامات برای جلوگیری
از انتخاب مجدد بلاتر به عنوان رییس فیفا است که نقض مقررات در مورد سازمان های بین
المللی محسوب می شود.گویا دادستان آمریکا نمیداند تا زمانی که جرم فرد در دادگاه محرز
نشده نمی توان متهم کرد.»
بلاتر هم متعاقبا برای حامیاش نوشابه باز میکند و میگوید:«روسها
با قدرت دارند کار خود را انجام میدهند. باید از ولادمیر پوتین و وزیر ورزش روسیه
تشکر کنم. افتخار میکنم که رییس فیفا هستم. عدهای خواستار این هستند تا ما این جام
جهانی را به جایی دیگر منتقل کنیم، اما با صدای بلند به آنها میگویم اجازه دخالت
سیاست در فوتبال را نمیدهم!»
بعضی از کارشناسان به شوخی و جدی از جنگ سرد امریکا و روسیه
بر سر فوتبال خبر میدهند و عدهای هم با اندکی غلو از احتمال آغاز جنگ جهانی بر
سر فوتبال. اما اهالی خاورمیانه فوتبال برایشان آنقدرها هم سیاسی نیست. افغانستانیها
جدای از نتیجهای که به احتمال زیاد به سودشان هم نخواهد بود به فکر یک دورهمی
و ابراز
وجود هستند تا خلق یک حماسهی ورزشی. چیزی که جامعه افغانستان، عراق و
سوریه در این روزها نیاز دارد بیش از بردهای رنگارنگ و گلهای زیاد نشاط اجتماعی
ست. نشاطی که به بهانهی فوتبال و جمع شدن عدهای هموطن در یک ورزشگاه که خانه ای
اجارهای در محله همسایه است به وجود میآید. همبستگی، مشارکت اجتماعی، شادی و تقویت
حس تعهد ملی چیزی ست که این فوتبال ها میتواند برای مردمِ این کشورها به ارمغان
بیاورد. و ایران یکی از تنها نقاط امن خاورمیانه این فرصت را در اختیار کشورهای
دوست و همراهش میدهد.
اما در این میان علاوه بر خواست دولتهای طرفین در ایجاد
همکاری متقابل ملتها هم تاحدودی با این شرایط کنار آمدهاند. دیگر کمتر کسی در
ایران از حضور مستقیم و غیر مستقیم ایران در دفاع از کشورهای منطقه و همچنین دفاع
از امنیت خودش و اظهارنظر مسئولان در رابطه با سیاست خارجه کمتر انتقاد میکند. شاید
در طی بیست سال اخیر کمتر بشود شرایطی را در ایران پیدا کرد که همسویی ملت و دولت
در زمینهی سیاست خارجه وجود داشته باشد. حتی اگر در برخی اوقات خواص و صاحب نظران
هم از تعامل با کشورهای خاورمیانه حمایت میکردند، عوام به طور مثال دل خوشی از
صمیمیت ایران و حزبالله نداشتند. اما این روزها شرایط تغییر کرده. دیگر کسی نمیگوید
چرا منافع ایران و سوریه به هم گره خورده و یا اینکه چرا شرایط عراق و یمن و
افغانستان باید برای ما هم مهم باشد.
جدای از همه اینها ما می توانیم به امنیت کشور بنازیم و
بگوییم که چه نعمت خوبی ست ووزلا به دست گرفتن و شعار دادن در استادیوم وطنی برای
تیم ملی. ما میتوانیم امکانات ورزشی خودمان را به رخ فیفا و ای اف سی بکشیم تا به
میزبانی کشوری که قرار است خانهی 16 بازی مقدماتی جام جهانی برای 4 کشور باشد،
اعتماد کند. و ما میتوانیم به دنیا نشان دهیم که چه بلایی به سر خاورمیانه آمده
است. بلایی که نمیگذارد این سه کشور در خاک خودشان و برای مردمشان فوتبال بازی
کنند.

Comments
Post a Comment
از مشارکت شما متشکرم !