انقلاب اعراب
انقلاب در لغت به معنای زیر و رو کردن است و ما زیر و رو شدن را در انقلاب ۵۷ ایران به خوبی مشاهده کردهایم. هرچند عدهٔ زیادی از جامعهشناسان نام انقلاب را برای تحولات سال ۵۷ در ایران مناسب نمیدانند و بر این باورند که انقلاب ایران تمام نظریه پردازیهای جامعهشناسی در مورد انقلاب در جهان را زیر پا گذاشته است.
انقلابهای صورت گرفته
در کشورهایی چون روسیه، چین و فرانسه جزو موفقترین انقلابهای تاریخ بشمار میروند.
در قرن بیستم کشورهای جهان سومی نیز دست به انقلاب زدند که اکثرا موفق شدند. کشورهایی
نظیر کوبا، ترکیه، مصر، ویتنام، ایران و... انقلابها اکثرا از نارضایتیهای اقتصادی آغاز میشوند و مردم اکثرا در مواقع انقلاب بسیار احساسی، خشمگین و اکثرا بیهدف به مبارزه با حکومت دیکتاتور میپردازند. بیهدف بودن آنها به این دلیل است که اکثرا تنها و تنها به سقوط حکومت فعلی فکر میکنند و وقتی انقلاب به سرانجام میرسد، آنجاست که شاهد هرج و مرج و پست طلبی گروههای انقلابی هستیم.
رادیکالیسم هم قبل
از انقلاب و هم بعد از آن به دو شکل مختلف دیده میشود و هر دوی آن مورد سوء استفادهٔ
گروهها قرار میگرد. قبل از وقوع انقلاب گروههای تند رو میتوانند با استفاده از از
نیروهای رادیکال اهداف خود را پیش ببرند و برای به سرانجام رسیدن انقلاب توسط این نیروها
اقدام به ایجاد اغتشاش، هرج و مرج و درگیری نمایند.
همانطور که این روزها
در انقلاب اعراب شاهدش هستیم؛ نیروهای انقلابی در کوتاه مدت دست به تظاهرات زدند و
به اهداف خود تقریبا دست یافتند. تا لحظهٔ نگارش این متن دولت موقت تونس تشکیل شده
و مردم وارد درگیریهای بعد از انقلاب شدهاند و در مصر هم آقای مبارک از دولت خواسته
که استعفا بدهند. . .
الجزیره و العربیه
اتفاقات را زنده به تصویر کشیدهاند و تانکها در خیابانهای شهر در رفت و آمد هستند
ولی گویی دو طرف، مخصوصا نیروهای پلیس پس از چهار روز دیگر کمتر حوصلهٔ درگیری را دارند
و...
مقایسهٔ این اتفاقات
با حوادث سال ۸۸ ایران منطقی نیست. در رفتار مردم ایران نیز هیچ نشانی از میل به انقلاب
یافت نمیشد. حال بماند که جنبش سبز بعد از انتخابات تبدیل به سند ملک پدری برخی از
واشنگتن نشینان «دارم میام به تهران» و گروههای به اصطلاح اپوزوسیون در حال فروپاشی
شد که بدنبال سوق دادن این جنبش مردمی به سمت مطلوبشان بودند.
کشور تونس و مصر دارای
دیکتاتوری قدمت داری بودند که هم در عمل و هم در حرفشان تعاریف دیکتاتوری به وضوح هویدا
بود. ولی در ایران اوضاع به گونهای دیگر است؛ نه مردم دیگر سرشان برای تجربهٔ انقلابی
دیگر درد میکند و نه اوضاع حاکمیت به گونه ایست که بتوان راه مصر و تونس را ادامه
داد.
حال باید دید مردم
تونس که انقلابشان پیروز شده و مردم مصر که انقلابشان در حال پیروزیست چه بدست میاورند.
هرچند امیدوارم از این همه به خیابان ریختنها کلاهی به بزرگی کاخی که اکنون در تسخیر
است نسیبشان نشود ولی تاریخ ثابت کرده است که انقلابها سرنوشت جالبی را رقم نمیزنند؛
حتی اگر رهبرش چگوارایی باشد که نماد آزادی خواهی شد و بعد به قتل مخالفانش دست زد.

Comments
Post a Comment
از مشارکت شما متشکرم !