جوانان و دانشجویان اصلاح طلب بخوانند!
احسان نادرپور | روزان | 2 اردیبهشت
شما یادتون نمیاد! مطمئنم یادتون نمیاد! همین سه چهار سال
پیش بود. جناحی که بر صندلی قدرت جلوس کرده بود، همهی اطرافیانش را روی صندلیها
نشانده بود. شما یادتون نمیاد. همهی ما و شما که آن روزها فقط «ما» بودیم؛ فریاد میزدیم که آی مردم! حذف کامل جناحهای
مخالف و تک صدایی عین دیکتاتوری ست.
میدونم که شما یادتون نمیاد! یادتون نمیاد که آن روزها هرکس
به اندازهی خودش برای اضافه کردن حتی یک نیم صدا به این تک صدای واحد چه هزینهها
که نداد. یکی ستارهی افتخار سردوشیاش شد یکی به دانشگاهی بزرگتر رفت. یکی تعلیق
شد، یکی تعدیل. یکی ممنوع الورود شد و یکی ممنوع التحصیل. اساتید هم که در بهترین
حالت بازنشسته میشدند.
شما یادتون نمیاد! میگفتیم جناح حاکم دگم است. میگفتیم
ما اگر جای شما بودیم فریاد میزدیم زنده باد مخالف من! میگفتیم چرا جاسبی با آن
مدیریت چماقیاش باید 30 سال برای دانشگاه آزاد آقایی کند. البته حرفمان را
بالاخره گوش کردند. چماق را به دست دیگری دادند و ما جشن گرفتیم. زیر مجموعه زیاد
تغییری نکرد. فقط ادبیاتش اندکی بهاری شد. گذشت و گذشت. چماق را دادیم و کلید
گرفتیم!
این روزها اما به جای آنکه به فکر باز کردن قفلها باشیم،
بیشتر به این فکر هستیم که چه کسی اول از همه پس از باز شدن قفل از در رد شود تا
پیروزی را به نامش درج کند. همدیگر را هل میدهیم که نکند دیگری زودتر از من به
مقصد برسد. هزینه هایی را که هر یک در راه هموار شدن این راه دادهایم را پتک میکنیم
بر سر یکدیگر که من سهم بیشتری میخواهم چون هزینه هایی که دادم چند گرمی بیشتر
است.
مثال آن مجاهدی شدیم که پس از بازگشت از جهاد به دنبال سهم
خواهی میرود و هم کار خود را بیارزش میکند و هم، همرزمانش را بدنام!
تا یکی اندکی جلو میافتد چشمانمان سیاهی میرود که هیهات
مگر من چه کم داشتم! تا صدای مخالفی بلند میشود بر سرش فریاد میکشیم که سکوت کن
اقتدارگرای دیکتاتور! و خود غافل از آنچه بر سر یکدیگر آوردیم.
به یکدیگر برچسب میزنیم و دلمان خوش است که دست این و آن
را رو میکنیم. وای به این روزهایمان که با افتخار پرونده سازی که میراث بد
گذشتگان است را رسالتمان میدانیم و پا روی اعتقادات و اخلاق میگذاریم.
دوستی میگفت امریکاییها میگویند یک جامعه وقتی پیشرفت میکند
که دو نسل بتوانند با یکدیگر تعامل داشته باشند. این روزهای ما اما درست بر خلاف
آن است. دو نسل پیشکش! یک نسل هم پیشکش! همفکران در یک نسل هم این روزها قدرت
تعامل، گفتگو و فعالیت با یکدیگر را از دست میدهند.
کاش شعار هایمان فقط شعار نبود! کاش خودمان هم چند صدایی را
بپذیریم و کاش پیروزی ما برابر با شکست و حذف مخالفانمان نباشد.
Comments
Post a Comment
از مشارکت شما متشکرم !